المحقق الأردبيلي
مقدمه 19
حديقة الشيعة ( فارسى )
مقدس اردبيلى بود ] سپس مقدس اردبيلى از شهر خارج گشت و به سوى مسجد كوفه رفت و من او را دنبال كردم و همچنان او مرا نمىديد تا اينكه به محراب مسجد كوفه رسيد [ و در حالى كه احدى در مسجد ديده نمىشد ] شنيدم دارد با مردى دربارهء همان مسأله علمى صحبت مىكند . آنگاه برگشت و من هم او را دنبال كردم . وقتى به دروازه نجف رسيد هوا روشن شده بود ، من خود را به استادم نشان دادم و عرض كردم اى سرورم ! من از اول ماجرايى كه امشب اتفاق افتاد همراهت بودم و همه چيز را ديدم ، حال بفرماييد آن دو نفر كه در حرم مطهر و مسجد كوفه با آنها مذاكره كردى و سؤال و جواب رد و بدل شد كى بودند ؟ مقدس اردبيلى از من پيمان گرفت تا زمانى كه زنده هست هرگز از اين ماجرا پرده بر ندارم و به كسى چيزى نگويم . آنگاه گفت : اى فرزندم ! همانا برخى مسائل علمى بر من مشتبه مىشود و چه بسا من شبها به مرقد امام على عليه السّلام شرفياب مىشوم و دربارهء آن مسأله به صحبت مىپردازم و پاسخ مسأله را از امام دريافت مىكنم و امشب نيز [ مسألهاى داشتم و با او در ميان گذاشته ] ايشان مرا به مولايم امام زمان ( عج ) ارجاع داد و امام عليه السّلام به من فرمود : « امشب فرزندم مهدى عليه السّلام در مسجد كوفه حضور دارند پس بهسويش شتاب و اين مسأله را از او بپرس . اين شخص [ كه در مسجد كوفه با او صحبت مىكردم ] همانا حضرت مهدى عليه السّلام بود . » « 1 » مقدس اردبيلى و سلاطين صفوى دوران زندگانى مقدس اردبيلى مصادف با به حكومت رسيدن صفويه در ايران و فعاليت علماى شيعه براى هرچه بهتر معرفى كردن مكتب تشيع و حاكميت آن در ايران بوده است . اين حكومت صفويه بود كه شديدا براى رسميت بخشيدن به قدرت خود به
--> ( 1 ) - « منتخب الأثر فى الإمام الثاني عشر عليه السلام » ، ص 412 و 413